مریم سپید

بهاران چو گل از چمن بردمد / گل مریم از خاک من بردمد

قهرم بات

بعضی مواقع بین زن و شوهرا اختلاف پیش میاد، حرف همدیگرو متوجه نمیشن با هم زد و خورد پیدا میکنن و بوسیله اسباب و اثاثیه خونه از خجالت هم در میان. در اغلب موارد خانم قهر میکنه میره خونه باباش که دو حالت داره؛ اول اینکه یا تحویلش میگرن و به حساب داماد بی لیاقت میرسن که اونوقت باز هم دو حالت داره، جناب همسر با یه دسته گل یا بدون اون و بسته به میزان مقصر بودن، برای امر خطیر منت کشی روانه منزل پدر زن جان میشه یا میگه دندت نرم چشمت کور همونطوری که رفتی برمی گردی، و در حالت دوم اینکه خانواده محترم نمک به زخمش میپاشن و با گفتن مثل معروف با چادر سفید رفتی با کفن برمی گردی رونه خونه اش میکنن.

یه وقتایی که البته الان بیشتر وقتا، بین پدر و مادرا و بچه هاشون اختلاف پیش میاد. مثلا سر مدل مو یا شلوار مد روز و پاره پوره فرزند آپ تو دیت شده و .... حالا بگذریم از اون 10 درصدی که با گفتمان و درک متقابل مشکلو حل میکنن ، اینجور مواقع فرزند گرامی در صورتیکه به سنی رسیده باشه که بتونه از خونه بزنه بیرون، میره پارک سر کوچه، یا یکی دو روزی میره خونۀ دوستی فامیلی آشنایی و بعد که اوضاع آروم شد و به خیال خودش پدر و مادر عزیز درس عبرت گرفتن بر میگرده. البته در مواردی هم ممکنه دیگه برنگرده و اونوقته که با پدیدۀ پسر فراری و دختر فراری مواجه میشیم. اما در مواردی هم  مشاهده شده بچه هایی که از پدر و مادرشون قهر میکنن رفتن و خواننده شدن و اینطوری مایه مباهات بابا و ننه و هم ولایتی هاشون شدن. ( مورد اخیر رو به فزونی است )

در بعضی مواقع بنده با خدا قهر میکنه. که البته خودتون میدونید که خیلی کار مسخره ایه. اما به گمانم همه ما یه بار هم که شده این کارو کردیم. در این موارد هم در مقام بندگی توقع داریم خدا تمام خواسته های ریز و درشت ما رو بده یا روی یه خواسته بخصوص کلید میکنیم، اگه داد که به به عجب خدایی، اگه نداد که قهرم باهات که صدامو نمیشنوی، حالمو درک نمیکنی و بعدش به خیال خودمون چقد خدا رو توو مضیقه میذاریم و از هم صحبتی با چه بنده ای محرومش کردیم. ولی باز هم دم خدا گرم که سوسکمون نمیکنه و با همه این حرفا هوامونو داره.

اااما...

 یه موقع هایی هم هست که آدم با خودش قهر میشه. از بس که هر چی به خودت نهیب میزنی گوش نمیده، حرف حساب به خرجش نمیره که نمیره. این جور مواقع نمیدونی کجا رو ترک کنی مثلا نمیشه که به حالت قهر از پوست خودت بزنی بیرون، یا مثلا خودتو از آب و خوراک محروم کنی که اونوقت یکی مثل من که ذخیره چربی به اندازه کافی نداره متنبه نمیشه بلکه میمیره، یا به خودت بگی برو توو اتاق در رو هم ببند یا دیگه حق نداری از موبایلت استفاده کنی چون اونوقت خودت که تنبیه نشدی، بلکه دیگران از مصاحبت با تو محروم میشن و اونا تنبیه میشن و این به دور از اخلاقیاته. به نظرم رسید اگه یه وقت خواستم با خودم قهر کنم از این وبلاگ بذارم برم و دیگه ننویسم، خوب زورم به همین خونه مجازی میرسه دیگه، دیوار کوتاه تر از اینجا پیدا نمیکنم. ولی خوب در اون صورت هم مثلا کی میخواد بیاد منت کشی که برگردم؟ با دوستام که قهر نشدم که اونا اینکارو بکنن. پس باز هم خودم باید همونطور که رفتم، برگردم.

خدائیش این قهر از نوع آخر خیلی سخته، خدا نصیب نکنه.

 

 

  
نویسنده : مریم ; ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٦
تگ ها :