/ 13 نظر / 39 بازدید
نمایش نظرات قبلی
انوشیروان بهدین

اولا خوب این همه جا ، بنده خدا آقایون کنار ساحل هم نباید از دست شماها آرامش داشته باشن ؟ خوب سرکار می رفتی یه جای دیگه که لازم به درویش کردن چشمان نباشه. ثانیا پدر بنده در مسافرت اخیر به شمال در اومد . پریروز که برگشتم از قزوین تا تهران با کلاچ و ترمز اومدم. ثالثا تمام عکسا یه طرف اون اولیه یه طرف . بنده از عاشقان و شیفتگان جماعت ارادکه ( جمع مکسر اردک ) هستم .

صدرا

سلام ،عکسات واز نمیشه [پلک][پلک] همون جایی آپ کن که دفعه قبل آپ کردی [خجالت]

بابالنگدراز

من که تا الان شمال نرفتم...اما میدونم شالیزار چه آرامشی به آدم میده...وای...باید حس خوبی باشه...شالیزار و دریا

یوسف

به به! شما هم سفر بودید. همیشه به خوشی. مرسی از تبریک تولد و کادو و دعای نازتون[گل]

یوسف

ای کاش منم دوربینم را یادم نرفته بود. از عکس اول و پنجم خیلی خوشم اومد. کاکا جنوبی بچه کجایی؟ مامان منم به اردک میگه بشو

متولد ماه مهر

سلام. ممنون که اومدی[لبخند] چه جای قشنگی بودین خوش به حالتون. مام رفتیم دریاچه شورمست اما برگشتنی از چشممون در اومد بخاطر ترافیک[ابرو]

بی بی گل

اومدی به سرزمین من؟ با این مناظر کیف کردی نه؟ مزارع کلزا و اردک و هوای تمیز و سنجاقک؟ کاش شالیزار هم داشت بوی شالیزار آدمو مست میکنه

الیار مسلمی

چشم تو همرنگ دریا مثب بارون اسمونی توی ابر دیده ی من میتونستی تو بمونی رفتی اما ای مسافر در غباری از جدایی روح دریا مونده با من خاطرات اشنایی