شاعری

ای وای از او که دم از عشق می زند

ای داد از او که وعده دیدار میدهد

ترسم که موی چو دندان سپید شود

یک از هزار وعده خوبان وفا نشود

/ 3 نظر / 5 بازدید
انوشیروان بهدین

ناراحت نشی ها ، ولی هم وزنت مشکل داره هم قافیت . مرا به موی سپید از پی جفا راندی هزار وعده ی بدادی و باز منتظرم جفا خوش است ز خوبان ولی مداراکن درین زمان که چو ماهی به مرگ محتضرم

انوشیروان بهدین

بابا تکلیف خوتو از شعر روشن کن شعر نو یا کلاسیک درسته که شعر جوشش احساس شاعره ، اگه تو بند قید و قافیه نیستی شعر نو بگو خوب ولی دیگه نه اینکه شاعر هر جور خواست بگه ، یا این وری یا اون وری البته من تو یه چیز بهت حق می دم یه نیگاه به تاریخ ادبیات بنداز خانوما شاعرای زیاد خوبی نیستن [نیشخند]

انوشیروان بهدین

حالا ما مردا این نقش رو برای خانوما خوب ایفا نکردیم . استغفرالله لابد خدا هم نقششو واسه خانوما خوب ایفا نکرده . چون از بین این بیکران تعداد نسوان یک پیامبر هم ظهور نکرده[نیشخند]